هشت ماه گذشت
یه ماه دیگم با سرعتی باور نکردنی گذشت. وقتی به عقب برمیگردم و عکس و فیلمای یه ماهگیه آرشو میبینم اصلا باور نمیشه این همه وقت ازش گذشته. حتی یادمم نمیاد که آرش چه شکلی بود و چی کارا میکرد. دیشب یه فیلمشو نگاه میکردم.یه ماه یا ماه و نیمش بود.اون موقع با شیشه شیر میخورد. خدای من چه کوچولو بود.چقدر با الانش فرق داشت.خیلی تغییر کرده.ولی خیلی با مزه بود.اینقد قربون صدقش میرم که نگو. اون موقع چقد آروم بود.خیلی کم گریه میکرد.ولی الان ماشالا حسابی شیطون شده.نمیتونم یه لحظه ولش کنم.تا دلتم بخواد گریه میکنه.البته فقط وقتایی که خوابش میاد.تا بخوابه منو دیوونه میکنه. تقریبا دو هفته پیش بود که چهار دست و پا رفتن...
نویسنده :
مامان
2:06






